ماشين هاي داشت

عمليات داشت يا تيمار گياه به مجموع عملياتي اتلاق مي گردد که پس از کاشت بذر تا فرارسيدن زمان برداشت محصول بايد معمول داشت. اين عمليات عبارتند از :
1) وجين
2) تنک کردن
3) سله شکني
4) کودپاشي
5) سمپاشي
6) آبياري



  وجين کن :

منظور از وجين کردن از بين بردن علف هاي هرز بين خطوط کشت و بين گياهان روي خطوط مي باشد. اين دومي را معمولاً انجام نداده يا با پاشيدن مواد شيميايي انجام مي دهند. علف هرز بين گياهان روي رديف معمولاً پس از رشد کافي گياه از بين مي روند. چون فاصله بين گياه کم بوده و لذا در رقابت، علف هرز را از بين مي برند. عمل وجين معمولاً براي محصولاتي لازم مي شود که رديفي کشت مي شوند. به سبب فاصله زياد خطوط کاشت اين محصولات ، علف هاي هرز فرصت رشد و رقابت با محصول را مي يابند. به همين سبب همانطور که گفته شد، فاصله رديف هاي کشت اين نوع محصولات بايد 40 سانتي متر و بيشتر باشد تا ماشين هاي وجين بتوانند کار کنند. وجين کن ها ممکن است در عقب ، ميان و يا جلو تراکتور بسته شوند. دو نوع وجين کن معمول، پنجه غازي و چرخ دندانه اي هستند. وجين کن پنجه غازي تيغه اي مختلف الشکلي دارند که کاملاً شبيه تيغه هاي گاو آهن قلمي (چيزل) هستند. تيغه ها ممکن است کامل يا نيمه باشند. نيم تيغه ها را در دو سوي چپ و راست وجين کن ها تعبيه مي نمايند که احتمال صدمه رساندن به گياه کاهش يابد.
وجين کن ها داراي دو صفحه حفاظ يا سپر حفاظ يا سپر حفاظ هم هستند که در دو طرف گياه حرکت کرده و از ريختن خاک روي آنها جلوگيري مي نمايند. تيغه ها را به صورت زيگزاگي ترتيب مي دهند تا تمام سطح بين دو رديف کشت را پوشش دهند. وجين کن ها چرخدندانه اي از گروه هاي کوچک چرخدندانه ترکيب يافته اند که به تناسب فاصله رديف هاي کشت از يکديگر فاصله دارند.
 



  تنک کن ها :

وسايلي هستند که ضمن عبور از روي رديف کشت، تعدادي از جوانه ها را قطع يا ريشه کن مي نمايند. بذر چغندر معمولي، مجتمعي از چند بذر به هم چسبيده اند. پس از کاشت از هر بذر ممکن است چندين جوانه سبز شود که مطلوب نيست چون رقابتي بين آنها پديد مي آيد که به کاهش عملکرد منجر مي گردد. معمول ترين تنک کن ها نوع چرخي است. يک چرخدندانه اي براي هر رديف کاشت در نظر گرفته مي شود که در راستاي عمود بر خط کشت نصب مي شود. با پيشروري تراکتور دندانه هاي اين چرخ در هرچند سانتي متر يک بار به خاک برخورد کرد، يک يا چند جوانه را مي کند.  



  سله شکن :

اين اشين نيز شبيه کولتيواتور دندانه ميخي است . گاهي در اثر بارندگي بهاري، سطح خاک سفت شده و ممکن است مانع سردرآوردن جوانه از خاک گردد. اين خاک سطحي سفت شده را سله نامند و سله شکن وسيله اي است که آن را خرد مي نمايند.  



  کودپاش :

کودها را ممکن است به 3 نوع شيميايي، دامي مايع و دامي جامد تقسيم بندي نمود. کود شيميايي ممکن است به صورت دانه اي جامد يا گازي (آمونياک) باشد. براي هر يک از اين کودها، ماشين مخصوصي وجود دارد. کود دامي مايع و جامد را معمولاً هنگام شخم اوليه يا ثانويه با خاک مخلوط مي کنند. کودهاي شيميايي که در 3 نوع اوره (اصطلاحاً شکري) ، فسفاته و پتاسه يافت مي شوند. همراه با شخم ثانويه و يا پس از جوانه زدن گياه در زمان داشت پاشيده مي شوند. اين 3 کود را به ترتيب k,p,N هم مي گويند. کود اوره را در زمان داشت مي پاشند و آن را کود سرک مي نامند. براي پخش کود شيمياي دانه اي (کوددانه) از بذر افشان ها بهره گرفته مي شود. در حقيقت اين بذر افشان ها در کشورهاي اروپايي فقط براي کود پاشي و نه بذر پاشي مورد استفاده قرار مي گيرند.
گاز آمونياک توسط لوله هاي پلاستيکي که به پشت تيغه هاي وجين کن ها يا گاو آهن هاي قلمي (چيزل) بسته شده اند در عمق خاک رها مي شود. کود دامي مايع در ايران کمتر رايج است. دستگاه شبيه آب پاش هاي خياباني مي باشد. مخزني پر از کود مايع به تراکتور سوار شده و مايع توسط پمپي بر سطح خاک پاشيده مي شود که با ماشين هاي خاک ورزي ثانويه با خاک مخلوط مي شوند.
ميزان پخش کود دامي جامد زياد و به 30-40 تن در هکتار مي رسد. بنابراين مخزن يا اطلاق اين ماشين بايد گنجايش نسبتاً زيادي داشته باشد. براي جابجايي کود در طول اتاق، عموماً از دو تسمه نقاله بي انتها استفاده مي شود. که با تکه هاي آهن نبشي به يکديگر پيوند مي خورند. پره هاي مارپيچي انتهاي اطلاق دو کار را انجام مي دهند. يکي خرد کردن کود و ديگري پخش يکنواخت آنها به اطراف يعني در سطح زمين حرکت قطعات متحرک ماشين از محور تواندهي تأمين مي گردد.
 



  سم پاش ها :

سم پاشي يکي از عمليات مهم داشت است. علاوه بر علف هاي هرز آفات و امراض مختلفي به محصول حمله مي کنند که بايد آنها را دفع نمود. کرم ها د رخاک پشته و شپشک روي ساقه، زنگ ها، سياهک، سفيدک ها، قارچ ها و بسياري ديگر که بايد به نوع رفع مزاحمت شوند. اهميت سم پاشي و ماشين هاي آن زماني بهتر درک مي شود که اجباراً بايد در زمان معين و محدود صورت گيرند. سم پاشي قبل از موقع يا پس از موقع بي اثر است. سم پاشي يکي از مواردي است که اهميت مکانيزاسيون را به خوبي نشان مي دهد. يکي از خصوصيات مکانيزه نمودن عمليات، انجام به موقع آن است و به همين سبب در محاسبات اقتصادي مکانيزاسيون رقمي را به عنوان هزينه هاي به موقع نبودن منظور مي دارند. سم پاش.
هر دسته نيز در انواع مختلف دستي، موتوري پشت، زنبه اي ، فرغاني، تراکتوري و باغي و غيرظاهري مي شوند. شعله افکن ها يکي ديگر از وسايل دفع غير شيميايي و غير مکانيکي علف هاي هرز و آفاتي چون سس مي باشند. سس نوعي گياه مزاحم است که در طول ساقه به دور محصول پيچيده و از شيره گياه تغذيه مي نمايد تا زماني که محصول خشک شود.
ظاهراً هيچ راهي جز سوزاندن براي اين آفات وجود ندارد. چون اگر آن را قطعه قطعه کنيم هر قطعه مجدداً به يک آفت طويل تبديل مي شود. ريزي قطعات يا ذرات سم و نيز پاشش يکنواخت آن از اهميت بسياري برخوردار است. سمپاشي نايکنواخت ممکن است نتواند همه آفات را دفع نمايد و سمپاشي بيش از حد علاوه بر هزينه محل محيط زيست خواهد بود. در کشورهاي آمريکايي و اروپايي به خاطر محيط زيست سعي مي شود کمتر از سم پاشي استفاده شود.
به اين سبب به روش هاي مکانيکي جمع آوري آفات و نيز مبارزه بيولوژيکي روي آورده اند. منظور از مبارزه بيولوژيکي پرورش آفات ديگري است که براي گياه مضرنبوده ولي دشمن آفات مضر هستند. اين آفات يا حشرات که آنها را مفيد مي خوايم دشمن طبيعي آفات يا حشرات مضر بوده و در طبيعت وجود دارند. فقط تعداد آنها ناکافي است که بايد به ترتيبي آنها را زياد کرد. روش جديد سم پاشي باردار کردن يا الکتروستاتيک مي باشد. اين روش که بيشتر براي پخش سم هاي گردي مورد استفاده قرار مي گيرد، ذرات را در يک ميدان الکتريکي داراي بارهاي مثبت نموده که چون روي محصول پاشيده شوند به طور يکنواخت و به صورت لايه اي بسيار نازک روي آن مي نشينند. اين روش کمترين ميزان هم مصرف گشته و پخش آن روي گياه تقريباً به طور يکنواخت است. مزارع بزرگ را به سبب پر پشتي محصول که ماشين نمي تواند در آن وارد گردد و نيز براي سرعت عمل با هواپيما سمپاشي مي کنند.
 



  سم پاشي دستي :

براي سم پاشي درختان و گياهان در منازل يا باغ هاي کم وسعت به کار مي رود. کوچکترين اندازه سم پاش آن است که در منازل به کار رفته و اصطلاحاً امشي خوانده مي شود. يک اندازه بزرگتر از آن، داراي مخزني است که بر پشت کارگر سوارشده ولي شيلنگ نسبتاً بلندي دارد. تفنگي سم پاشي در دست کارگر قرار دارد. معمولاً وسايلي براي تنظيم ميزان پاشش سم روي اين قطعه تعبيه شده است. هر دو نوع سمپاش ذکر شده داراي يک پمپ دستي هستند. با اين پمپ که شبيه به تلمبه دوچرخه است . هواي فشرده در بالاي سطح مايع مخزن توليد مي شود که مايع را با فشار از افشانک خارج مي کند. نوع ديگري از سم پاش هاي دستي وجود دارد که داراي مخزن بزرگتربوده و نمي توان آن را بر پشت حمل کرد. اين سمپاش داراي شيلنگ بسيار بلندي است که به تفنگي ختم مي گردد. مخزن را در محلي روي زمين قرار داده و مساحتي در اطراف آن را سم پاشي مي کنند.  



  سم پاش موتوري پشتي :

اصول ساختماني و کاري آن شبيه سم پاش هاي دستي است با اين تفاوت که پمپ موتوري جايگزين پمپ دستي شده است. موتوري دو زمانه با دور بالا و از نوع بنزيني پمپ را به حرکت در مي آورد. پمپ، مايع يا گرد را از مخزن به افشانک انتقال داده تا از آنجا به صورت پودر خارج گردد. مخزن سم و موتور مجموعاً بر پشت کارگر حمل مي گردند، اين سم پاش براي مزارع کوچک و باغات کم وسعت کاربرد فراوان دارد. در مزارع برنج که اکثراً کم وسعت هستند، به خوبي مي توان از اين سم پاش استفاده نمود. در مخزن اين سمپاش مي توان سم مايع, گردي يا گازوئيل ريخت، در حالت آخر با تعويض تفنگي به شعله افکن تبديل مي گردد که با آن مي توان علف هاي هرز همراه با آفات و امراض را سوزاند.  



  سم پاش موتوري دستي :

سم پاش هايي کاملاً شبيه موتوري پشتي هستند ولي مخزن آنها گنجايش بيشتري داشته طوري که نمي توان بر پشت حمل نمود. بدين سبب آنها را روي يک يا دو چرخ حمل و با دست جابه جا مي کنند. انواع يک چرخ آن را فرغاني و دو چرخ آن را زنبه اي مي نامند.  



  سم پاش مزرعه اي :

در اندازه و شکل هاي متفاوتي ساخته شده اند. گنجايش مخزن معمولاً 1000 ليتر و يا بيشتر است. پمپ آن از محور تواندهي تراکتور توان مي گيرد. بعضي داراي تفنگي دستي هستند که تراکتور حامل ماشين و کارگر عامل پاشش سم است. ولي معمولاً پاشش سم نيز به طور خودکار انجام مي گيرد. سم پاش هاي مزرعه اي داراي تيرک افشانک هستند. تيرک افشانک لوله اي است نسبتاً طويل که افشانک هاي متعددي با فواصل حساب شده و با ميزان پاشش معيني روي آن سوار مي شوند. معمولاً دو تيرک افشانک يکي در طرف راست و ديگري در سمت چپ سم پاش متصل مي شوند. طول هر تيرک متفاوت و تا 12 متر هم ممکن است برسد.  



  سم پاش هاي باغي :

سم پاش هاي باغي فاقد تيرک افشانک طويل بوده بلکه به صورت دايره يا نيم دايره ساخته شده اند. چون سم بايد عمودي و به طرف تاج يا در تمام قامت درخت پاشيده شود. از طرفي قطر ذرات سم در سم پاشي باغي بسيار کم است طوري که به صورت پودر پاشيده مي شود. بدين سبب اين نوع سم پاش را گاهي مه پاش مي نامند.يکي از مسائل مهم در سمپاشي مزرعه و باغ باد بردگي سم است.
سمپاشي بايد در روزهايي صورت گيرد که باد نوزد در غير اين صورت فايده چنداني نخواهد داشت. بدين سبب در مناطق بادخيز ممکن است فرصت کافي براي سمپاشي فراهم نگردد. سم پاش هايي ساخته شده اند که جريان باد را سد کرده يا خود پره اي از هوا توليد مي نمايند تا از بادبردگي سم جلوگيري شود.
 



  انتخاب سم پاش:

انتخاب سم پاش مناسب از اهميت خاصي برخورداراست. در درجه اول، ظرفيت مزرعه ي ماشين بايد متناسب با وسعت مزرعه باشد طوري که بتوان در طي يک يا دو روز عمليات سمپاشي را به اتمام رساند، پس از آن، ريزي ذرات، يکنواختي قطر ذرات و همپوشاني سم بايد مورد توجه قرار گيرد. ذرات درشت سم کمتر روي گياه مانده و بر زمين مي ريزند. آنهايي هم که روي برگ مانده اند ممکن است همانند يک ذره بين، اشعه خورشيد را متمرکز نموده و برگ را بسوزانند. مضافاً پخش سم روي گياه يکسان نخواهد بود. ذرات بسيار ريز از طرفي، در معرض باد بردگي شديد قرار مي گيرند و لذا ممکن است پوشش يکنواختي روي گياه حاصل نشده، يا تراکم سم روي بعضي بيش از ديگران گردد. براي شکستن مايع به ذرات ريز بايد آن را سوراخ ريز عبور داد. سوراخ هايي به قطر چند ميکرون و گاهي کمتر لازم است . خروج مايع از چنين سوراخي بدون اعمال فشار ممکن نيست. براي اين منظور بايد از پمپ هاي هيدروليکي قوي بهره گرفت که فشارهاي 100 بار و بيشتر را تحمل نمايد. قطعه سوراخ دار را افشانک نام نهاديم. سم خروجي از افشانک بسته به شکل و اندازه سوراخ، الگوي خاصي خواهد داشت که ممکن است مخروطي تو خالي ، مخروطي توپر ، بادزني و غيره باشد.اين الگو را زاويه پخش نامند .  



  ماشين هاي آبياري :

ايران قديم که در منطقه گرم و خشک فارس بنيان نهاده شد و جمعيت آن بعداً به حوالي کويرها همچون کرمان، يزد، سمنان و جنوب خراسان گسترش يافتند. از نظر آب کاملاً در مضيقه بود. بدين سبب هنر قنات سازي در آن ظهور نموده و تا امروز تنها کشوري است که اين روش آبياري در آن وجود دارد. با اختراع موتورهاي بخار در سال هاي 1800 و موتورهاي احتراق داخلي در آن پس از حفر چاه معمول گشت که تا امروز به رواج کامل خود رسيده است.  



  روش نوين آبياري:

پيشرفت علم مکانيک و احساس کمبود آب در بيشتر نقاط جهان عامل ظهور روش هاي نوين آبياري گشته است که به آبياري تحت فشار موسومند. روش هاي قديم آبياري در فصول قبل توضيح داده شد. روش هاي آبياري نوين عبارتند از :  



  الف) باراني
الف – 1) افقي متحرک :

لوله آب از منبع و با فشار از درون يک موتور هيدروليکي گذشته و سپس به تيرک افشانک ها مي رود تا از مسير افشانک ها مزرعه را آبياري نمايد. موتور هيدروليکي توسط جريان آب مي گردد. حرکت دوراني اين موتور توسط جعبه دنده اي حرکت افقي چرخ هاي ماشين تبديل مي گردد. ماشين با سرعتي کم ولي حساب شده در طول مزرعه حرکت مي کند تا به انتها برسد. منبع تأمين فشار آب مي تواند محور تواندهي تراکتور باشد که پمپ آبي را به حرکت درآورده و آب را از منبع که مي تواند نهر يا حوض آب باشد به لوله لاستيکي ماشين داده، از آنجا همانطور که گفته شد به افشانک برساند. ملاحظه مي گردد که تمامي افشانک ها و تير افشانک ها با هم حرکت افقي دارند.

الف – 2) دايره اي متحرک :
در اين ماشين افشانک ها روي تير افشانک هايي نصب شده اند که قوسي شکل هستند. قوس تير افشانک در وسط حول محوري مي گردد. تأمين آب تحت فشار به همان صورتي است که در ماشين آبياري افقي گفته شده فقط تيرافشانک حرکت دوراني دارد. اين ماشين پس از مدت حساب شده آبياري، به منطقه ديگري از مزرعه منتقل مي گردد، جايي که همپوشاني کافي فراهم آورد.

الف – 3) ثابت :
انتقال لوله ها از يک محل به محل ديگر مزرعه چندان ساده نيست. بعضي از کشاورزان ، لوله هاي ثابت را توضيح مي دهند. چند خط لوله در سطح مزرعه به طور ثابت تعبيه شده و از آن علم هايي بيرون مي آيد. در سر هر علم يک افشانک نصب شده است که آب را تا شعاع معيني پراکند. پهناي پاشش بعضي از ماشين هاي آبياري باراني تا 400 متري مي رسد.

مزاياي آبياري باراني :
1) نيازي به تسطيح مزرعه نيست
2) جوي و پشته هاي آبياري را لازم ندارد
3) بازده آبياري بالاست يعني تلفات آب کم و در مصرف آب صرفه جويي مي شود.

معايب آبياري باراني :
1) در نواحي گرم و خشک حواشي کوير، تبخير فوق العاده زياد است طوري که ممکن است اين روش غيرقابل توصيه باشد.
2) هزينه تعمير ونگهداري آن بالاست
3) نياز به متخصص حرفه اي دارد.

ب) آبياري قطره اي :
اين روش آبياري براي باغها به کار مي رود. لوله هاي لاستکي روي رديف کشت درختان انداخته مي شوند. در کنار هر درخت معمولاً يک اشانک روي لوله نصب مي شود. آب در طول زمان هاي معيني به طور مداوم ولي قطره قطره به پاي رخت مي ريزد. بازده آبياري اين روش بيش از باراني است ولي مشکل عمده آن گرفتگي افشانک ها مي باشد. در نقاطي که آب کشاورزي آن سنگين و هوا گرم باشد، افشانک ها به زودي رسوب گرفته از کار مي افتند. نگهداري دائم افشانک ها در اين مناطق يک الزام است.

پ) آبياري چکه اي :
مصرف آب در اين روش بيش از آبياري قطره اي است. لوله ها معمولاً درون خاک مدفون شده، از سوراخ هاي ريزي که روي آن ها درآورده شده اند آب به طور شبانه روزي جريان يافته، لذا امکان مسدود شدن سوراخ ها کاهش يافته است. اين نوع آبياري اگر مناسب محل تشخيص داده شود، بيشترين بازده آياري را داراست. مهم ترين مزيت روش هاي آبياري قطره اي و چکه اي در آن است که فقط مسافتي اطراف درخت را آبياري مي نمايند. با اين ترتيب در نوارهاي خاک بين درختان امکان رشد علف هاي هرز وجود نداشته يا خيلي کم است.
 

+ نوشته شده توسط بهمن اسواری در شنبه دوازدهم دی 1388 و ساعت 17:52 |


Powered By
BLOGFA.COM